تجربه دویدن در اولین نیمه مارتن

فهرست مطالب
“کی دوست داره با من نیمه ماراتن بدوئه؟” یکی از شبهای زیبای خردادماه بود و من در یک میهمانی و هنگام نوشیدن الکل بودم که این سؤال را یکی از دوستانم پرسید!
هیچ وقت فکر نمیکردم یک دونده بشم. راستش، همیشه از دویدن متنفر بودم. واقعا کدوم آدم عاقلی هم پول میده هم میدوئه؟ همیشه اینو به خودم میگفتم.
هرچه از زمان میهمانی گذشت، بیشتر فکر کردم: اگر انجامش بدهم چه؟ آیا میتوانم بدون هیچ تجربهای در دویدن برای نیمهماراتن تمرین کنم؟ شاید اثر مارتینی بود که زده بودم، اما هر چه که بود قبول کردم که برای نیمهماراتن Chicago ثبتنام کنم.
بعد از گپ زدنهای طولانی با دوستان دوندهام و بررسی انجمنهای مختلف و خواندن نظرات مردم، به روش تمرینیای رسیدم که برای من مناسب بود: تکنیک «دویدن-راه رفتن-دویدن» از جف گالووی.
برای چهار ماه از این برنامه برای تمریناتم استفاده کردم و اولین نیمهماراتنم را در سپتامبر 2023 به پایان رساندم. سفر من از فردی که هیچوقت نمیدوید تا فینیشر نیمهماراتن شیکاگو آسان نبود، اما کاملاً ارزشش را داشت. اینجا هفت درسی که در طول دوره 16 هفتهای تمرینم آموختم را با شما به اشتراک میگذارم.

1.وزنم ثابت ماند، اما خیلی بهتر شدم:
وقتی تصمیم گرفتم یک نیمهماراتن را به پایان برسانم، هیچ ایدهای نداشتم که بدنم چه تغییری خواهد کرد یا اصلاً تغییری خواهد کرد یا نه. وزنم تغییری نداشت، اما احساس میکردم قویتر شدم و بااعتماد به نفس بیشتری داشتم. همچنین متوجه شدم خوابم بهتر شده و پوستم صافتر و روشنتر به نظر میرسد.
2.تمرینات همیشه زمانبر هستند:
تمرین جهت آماده سازی شما برای یک مسابقه طولانی زمان زیادی میبرد، از رفتوآمد گرفته تا دویدن و استراحت. وقتی مدت دوهایم به سه ساعت نزدیک میشد، باید خلاقیت به خرج میدادم تا تمرینهایم را درست و منظم انجام دهم. یک بار، بعد از اینکه از هواپیما پیاده شدم، مستقیم به پیست رفتم و هفت مایل زیر باران دویدم. شاید کمی دیوانگی به نظر برسد، اما ایجاد این انضباط و تقویت روحیه برای اینکه روز مسابقه قوی تمام کنم، کاملاً لازم بود.
3.آهسته بدو تا سریعتر بدوی:
میل به سرعت جنون و اعتیاد زیادی دارد. وسوسهانگیز است که با تمام سرعت بدوید، اما همیشه بهترین روش تمرینی نیست. در عوض، روی حفظ یک سرعت ثابت تمرکز کنید، حتی اگر به نظر برسد که خیلی آهسته است. اگر نتوانید در حین دویدن حرف بزنید، این نشانهای است که باید سرعت دویدن طولانیتان را کاهش دهید. آدرنالین روز مسابقه شما را بیشتر از آنچه که فکر میکنید به جلو هدایت میکند!
4.راه رفتن هم جزئی از این ورزش است:
دوست ندارم اعتراف کنم، اما وقتی در ابتدای مسابقه شروع به راه رفتن کردم، نگران بودم که دوندههای حرفهای من را قضاوت کنند. با این حال، وقتی دیدم خیلیهای دیگر هم از روش دویدن و راه رفتن استفاده میکنند، خوشحال شدم. یادتان باشد: راه رفتن هیچ چیزی از شما به عنوان یک دونده کم نمیکند. در نهایت همه ما همان مدال را میگیریم!
5.گوش کردن به صدای بدن خیلی مهمئه:
یاد گرفتن این قسمت خیلی مشکل است، همیشه دوست داریم بدون کوچکترین اتفاقی ادامه بدهیم و خیلی از موارد را نادیده میگیریم، مثلا زمانی که قبل از یک برنامه تمرینی بند کفشم را خیلی سفت بستم دچار تاندونیت اکستنسور شدم و همین امر مرا مجبور کرد دو هفته کامل از تمریناتم را استراحت کنم.
اگرچه ناراحتیهای گاهبهگاه طبیعی است، اما به نحوه تغییر آن توجه کنید. اگر درد بیشتر از یک هفته طول کشید (یا در حین دویدن بدتر شد)، باید توسط یک پزشک حرفهای ارزیابی شوید. قطع کردن تمرینات آزاردهنده است، اما بهتر از این است که اصلاً نتوانید به خط شروع برسید.
6.دویدن با یک دوست:
داشتن یک دوست همپا خیلی مهم است این امر میتواند به حفظ انگیزه و ادامه دادن کمک زیادی کند. برای من، این موضوع زمانی پر رنگتر میشد که هوا بد بود یا مسافت تمرینی زیاد بود. ضمن اینکه عکسهای خط پایان هم خیلی خاصتر میشوند!
7.هر کسی مسیر خودش را دارد:
تمام 10,000 شرکتکننده مسابقه دلایل خاص خود را برای رسیدن به خط شروع داشتند. شنیدن دلایل دیگر دوندهها برای شرکت در مسابقه یکی از بخشهای مورد علاقه من از تجربهام بود. شخص کناری شما ممکن است اولین مسابقهاش را تمام کند یا پنجاهمین، بنابراین تمرکزتان باید روی مسابقه خودتان باشد، نه مسابقه آنها.
تجهیزات من:
بعد از ارزیابی پاهایم در یک فروشگاه محلی مخصوص دویدن، کفش دویدن Hoka Mach 6 را برای مسابقهام انتخاب کردم. این کفشهای دویدن ساپورت خوبی داشت و از کوشن مناسبی برخوردار بود.
ساعت Garmin Forerunner® 55 :
واقعا نمیتوانم بدون وجود ساعت Garmin Forerunner 55 بدوام! مدلی که من تهیه کردم به رنگ فیروزهای است. این ساعت حتی در میان ساختمانهای بلند در مرکز شهر شیکاگو، GPS ی دقیقی دارد. از ویژگی تنظیم سرعت برای رسیدن به اهداف دویدنم خیلی لذت میبرم. میتوانم سرعت هدفم را تنظیم کنم و به ساعت خود تکیه کنم تا به من اعلام کند که آیا خیلی سریع حرکت میکنم یا خیلی کند هستم؟
هدفون Openrun Pro:
با اینکه بعد از اولین مسابقهام این تکنولوژی را کشف کردم، هدفونهای هدایت استخوانی OpenRun Pro از Shockz اکنون جزء لوازم ضروری روزانهام هستند. چون داخل گوش شما نمیروند، و ارتباط شما را با محیط اطراف قطع نمیکنند و صداهای اعلام مسابقه، دوچرخهسواران و دیگر دوندههایی که از پشت میآیند را بشنوید. همچنین مدلی که من استفاده میکنم ضد آب است!
با مسابقه نیمه ماراتنی که شرکت کردم انگیزهام برای ادامه دادن دو خیلی بیشتر شد و حالا تمرینات جدیتری برای شرکت در ماراتن انجام میدهم. امیدوارم در آینده نزدیک در مسابقات ماراتن شرکت کنم و از تجربیاتم بیشتر بنویسم.
منابع: